تبلیغات
داستان های زیبا شعرهای جذاب - « فراماسونری: دجال آخرالزمان-بخش هفتم »
 
درباره وبلاگ


------------------------------------------
به وبلاگ ما خوش آمدید دوستان
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
لطفا کپی پیست نکنید چون نشانه
بی شخصیتیه شماست
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برای استفاده از مطالب بامدیریت
درمیان بگذارید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به نظرات هم حتما رسیدگی میشه

مدیر وبلاگ : وحید سه برادری
موضوعات
صفحات جانبی
نظرسنجی
اخلاق تو چجوری هست ؟؟؟






اخلاق تو چجوری هست ؟؟؟






جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
داستان های زیبا شعرهای جذاب
خوش آمدید مهمان




 
ادامه ی تمهیدات فراماسونری برای تشکیل حکومت جهانی شیطانی


 19 – استفاده ی  مکرر  از  پیشگویی های  نوستراداموس  علیه  ایران  و  کشورهای اسلامی:

میشل نوستراداموس، پزشکی  یهودی  الاصل  و  اهل  فرانسه  بوده که در قرن 16 میلادی می زیسته است.(266) نوستراداموس در علوم سحر و جادوگری نیز تبحر داشته و بدون هیچ گونه شک و شبهه ای یک کابالیست  بوده است.(267)  در کتاب هایی که توسط وی نگاشته شده و اصطلاحاً پیشگویی های نوستراداموس نامیده می شود، مطالب بسیاری در رابطه با آینده ی جهان و به خصوص وقایع آخرالزمان، بیان شده است. این پیشگویی ها در قالب 10 سانتوری یا 10 (بخش) صدتایی نوشته شده اند که مجموعاً شامل 1000 عدد دوبیتی می شوند. سانتوری های نوستراداموس، مهمترین و معروف ترین بخش از سروده های وی می باشند.


 
میشل نوسترآداموس: پیشگو, کابالیست و پزشک معروف یهودی الاصل فرانسوی.
 

« فریبکارترین پیشگوی تاریخ » شاید لقب برازنده ای برای این پیشگوی حیله گر باشد؛  زیرا  که  وی،  افراد  بسیاری  را  در  سراسر  جهان و در  طول  تاریخ  فریب داده است. شاید شما خوانندگان عزیز، از این توصیف بسیار تعجب کرده  و با آن به شدت مخالف باشید؛ زیرا امروزه در بسیاری از سایت های اسلامی صحبت از پیشگویی های نوستراداموس می شود و حتی گهگاه به پیشگویی های وی استناد می گردد؛ اما قبل از هرگونه اظهار نظر در این رابطه، لطفاً به توضیحات و مستندات زیر توجه فرمایید:

منظور  ما  از « فریبکارترین  پیشگوی  تاریخ »  این  نیست  که  همه ی پیشگویی های نوستراداموس دروغ بوده است؛ بلکه منظور این است که تعداد زیادی از پیشگویی های وی مبهم بوده، تعداد زیادی اشتباه بوده و اندکی نیز شاید درست بوده است که احتمالاً این پیشگویی ها ی درست، بدلی بوده و از منابع دیگری اقتباس شده اند.

در هر حال،  شواهد مهمی وجود دارند که نشان می دهند نوستراداموس و پیشگویی هایش، بخش مهمی از توطئه ی شبکه ی جهانی کابالایی–ماسونی بوده اند. (البته در زمان نوستراداموس، هنوز تشکیلاتی با نام فراماسونری وجود نداشتند، بلکه تشکیلات بسیار مشابهی به شکل انجمن های مخفی و کابالایی وجود داشتند که هم از نظر عقاید و هم از نظر اهداف، کاملاً شبیه تشکیلات امروزی فراماسونری عمل می کردند. در واقع همان طور که در ابتدای مقاله ذکر کردیم، تعالیم الحادی کابالا، پایه و اساس فراماسونری امروز را تشکیل می دهند(268) و می توان کابالا را مادر فراماسونری امروز نامید.)

از جمله شواهد و دلایلی که نشان می دهند پیشگویی های نوستراداموس بخشی از نقشه ی شیطانی  دستگاه  جهانی کابالایی–ماسونی می باشد، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1 – نوستراداموس بدون هیچ شکی یهودی الاصل و کابالیست  بوده است.(269) همان طور که قبلاً ذکر شد، کابالا تعالیمی کاملاً الحادی است و با ذات ادیان الهی تناقض دارد.(270) حضور نوستراداموس در گروه های کابالایی به عنوان یک عضو معروف و قدرتمند، نشان می دهد که وی تا چه اندازه در بین کابالایی های همزمانش ارج و قرب  داشته  است. (271)  مطمئناً  این  ارج  و قرب بی دلیل نبوده و احتمالاً به دلیل خدمات وی به کابالا از طریق پیشگویی هایش بوده است.

 
 ذکر کابالیست بودن نوستراداموس در دو منبع مختلف. منابع بی شمار دیگری نیز در این زمینه وجود دارند.


البته بعضی از طرفداران نوستراداموس ممکن است بگویند که وی انسانی کاملاً مذهبی و خداترس بوده و حتی در نامه اش به پسرش این مطلب را به وضوح بیان کرده است.(272) اما این گفته درست نمی باشد؛ زیرا امروزه نیز افراد فاسدی چون جرج بوش برای کسب مشروعیت، خود را به عنوان فردی مذهبی معرفی می کنند؛ این در حالی است که عضویت جرج بوش در گروه ماسونی و شیطانی (Skull & Bones) گوش فلک را نیز کر کرده است. بنابراین، ادعای نوستراداموس در نامه به پسرش نیز فریبی بیش نیست؛ زیرا عضویت وی در کابالا، هر گونه ادعایی را در مورد مذهبی بودن وی باطل می کند.

از سوی دیگر، اذعان به جادوگری و کفر به خداوند متعال در زمان نوستراداموس  (قرن 16 میلادی)  مطمئناً  خطرناک  بوده  و  به  مرگ  او می انجامیده است. بنابراین اگر نوستراداموس کافر بوده است، در نامه اش  به  پسرش، نمی توانسته اعتقاد قلبی به کفر و جادوگری را مستقیماً ذکر کند. (البته کاملاً مشخص نیست که واقعاً نامه ی مذکور، نامه ای حقیقی است یا خیر؟)
 

2 – بسیاری از پیشگویی های نوستراداموس در رابطه با آخرالزمان بوده است و در این پیشگویی ها، مطالب فراوانی وجود دارند که از مسلمانان (به خصوص ایرانیان) چهره ای خشن و جنگجو ساخته اند و منجی مسلمانان (حضرت مهدی (عج) را انسانی جنگ طلب معرفی کرده اند. در واقع بسیاری  از  پیشگویی های  نوستراداموس،  با  لحنی  هشدارگونه  بیان شده اند و هدف از آن ها ایجاد ترس و تکاپو در دل غربی ها بوده تا آن ها خود را برای مقابله با این موج اسلامی آماده کنند.

نمونه ای از این پیشگویی ها را در زیر ملاحظه می فرمایید:(273)


نمونه هایی از پیشگویی های نوستراداموس, که در آن ها مسلمانان را خشن و جنگ طلب معرفی کرده است.
 

3 – استفاده ی   فراوان   کشورهای   ماسونی   (آمریکا   و   اسراییل)   از پیشگویی های نوستراداموس بر علیه مسلمانان و ایرانیان، خود گواه دیگری بر این حقیقت است که نوستراداموس کابالیست، با پیشگویی های   فریبنده اش راه را برای کابالیست ها ی جدید (فراماسون ها) باز کرده و به آن ها در رسیدن به اهداف شیطانی آخرالزمانیشان کمک کرده است؛ چرا که اهداف فراماسون ها و تلاش آن ها برای به دست گیری قدرت جهان، همان اهدافی بود که قبل از آن ها کابالیست ها و شوالیه های معبد دنبال می کردند.

 لازم به ذکر است که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی ایران، کتاب ها و فیلم های زیادی درباره ی پیشگویی های نوستراداموس نوشته شده که فیلم  معروف « مردی که آینده (فردا) را دید »  از  آن  جمله  است.(274)  در  این فیلم ها، به کرات از مسلمانان و ایرانیان به عنوان انسان های خطرناک یاد شده است.  یقیناً  با  این  ترفند،  سران  ماسونی  قصد  دارند  تا  مردم مغرب زمین را از اسلام و ایران بترسانند و از آن ها برای انجام اهداف شیطانیشان کمک بگیرند.

حال که به اهداف شیطانی پیشگویی های نوستراداموس پی بردیم، بهتر است پیرامون صحت و سقم این پیشگویی ها نیز بحث کنیم. در مورد صحت این پیشگویی ها می توان گفت که:

1 – بسیاری از پیشگویی های نوستراداموس مبهم بوده و می توان از آن معانی مختلف و حتی متضاد استنباط کرد. اکثر پیشگویی های نوستراداموس از این دسته بوده و مبهم می باشند و بدین ترتیب قابل استناد نیستند.(275)

2 – با وجود پیشگویی های مبهم فراوان در بین پیشگویی های نوستراداموس، در بعضی قسمت ها که وی صریح سخن گفته است، اشتباهات فاحشی در پیشگویی هایش مشهود است. برای نمونه به پیشگویی زیر توجه فرمایید:(276)

 

در  این  پیشگویی،  نوستراداموس  پیشگویی  می کند  که  رود  سلتیک (Rhine : راین) تا زمان نجومی خاصی (که دقیقاً بر سال 2006 میلادی منطبق  است)،  مسیر  خود  را  تغییر  داده  و  دیگر  از  شهر  آگریپینا (شهر Cologne : کلن امروزی) رد نمی شود.(277) اما این پیشگویی کاملاً غلط بوده و در حال حاضر که سال 2007 میلادی است، رود راین دقیقاً از وسط شهر کلن عبور می کند و کماکان در مسیر سابق خود جاری است. تصویر ماهواره ای زیر که از برنامه ی Google Earth برداشته شده است، این مطلب را به وضوح نشان می دهد:

 
 همان طور که مشاهده می فرمایید, بر خلاف پیشگویی نوستراداموس , حتی در حال حاظر که در سال 2007 میلادی هستیم و سال 2006 میلادی را پشت سر گذاشته ایم, کماکان رود راین مسیر خود را تغییر نداده و کماکان از شهر کلن آلمان می گذرد.


3 – پیشگویی های بسیاری نیز در کتب و سایت های اینترنتی وجود دارند و منتسب به نوستراداموس هستند،  اما  هیچکدام از  آن ها  در  بین پیشگویی های نوستراداموس یافت نمی شوند! بسیاری از این مطالب یا به کلی جعلی هستند و یا بخشی از عبارت آن ها جعل شده است. البته تعداد کمی از این دسته پیشگویی ها نیز وجود دارند که عمداً به صورت غلط ترجمه و تفسیر شده اند. در زیر به چند نمونه ی مهم از این گونه پیشگویی ها اشاره می کنیم:

A) پیشگویی زیر، یکی از پیشگویی های  معروف نوستراداموس می باشد   که طرفداران نوستراداموس، آن را به واقعه ی ساختگی 11 سپتامبر ارتباط می دهند:(278)

 


این قطعه از پیشگویی های نوستراداموس، سر و صدای زیادی به پا کرده  است  و  عده ی  زیادی  از  نویسندگان،  آن  را  از  شاهکارهای  نوستراداموس دانسته و  ادعا می کنند که این قطعه کاملاً با حادثه ی 11 سپتامبر ارتباط دارد و نوستراداموس توانسته است این واقعه را پیشگویی کند. این افراد می گویند که نوستراداموس توانسته است مدار محل وقوع حادثه (مدار شهر نیویورک) را نیز حدس بزند! متاسفانه در مقالات فارسی نیز سهواً این سخن نادرست به چشم می خورد.(279)

اما باید بگوییم که مطالب گفته شده، کاملاً غلط می باشد. در رد ادعای بالا، می توان به نکات زیر اشاره کرد:

 (aاولین نکته ی مهمی که می توان به آن اشاره کرد، این است که مدار 45 درجه به هیچ عنوان مدار شهر نیویورک نیست، بلکه مدار شهر نیویورک در حدود 41 درجه است. بنابراین مدار نامبرده در سانتوری نوستراداموس، به هیچ عنوان با مدار شهر نیویورک مطابقت ندارد.

تصویر  ماهواره ای  زیر  که  از  برنامه ی  Google Earth  برداشته شده است، مدار واقعی شهر نیویورک را به وضوح نشان می دهد:

 
 موقعیت جغرافیایی شهر نیویورک در تصاویر ماهواره ای . همان طور که در پایین و سمت چپ تصویر (فلش) دیده می شود, موقعیت جغرافیایی این شهر حدودا در مدار 41 درجه ی عرض جغرافیایی شمالی واقع شده است.


البته دستگاه شیطانی فراماسونری که از پیشگویی های نوستراداموس در جهت منافع خویش بهره برداری می کند، بر آن شد تا این اشتباه واضح را  به  نحوی  توجیه  کند؛  بدین ترتیب  که بعد از مشخص شدن اشتباه مذکور، حامیان پیشگویی های نوستراداموس اعلام کردند که  منظور  از  (45)  درجه  در  سانتوری  نوستراداموس، 40 و 0.05 (40.05) درجه  و  یا 40 و 0.5 (40.5) می باشد و این عدد نیز تقریباً مختصات نیویورک است!(280) عده ای دیگر نیز اعلام کردند  که منظور نوستراداموس از (45) درجه، منطقه ای بین (40) و (45) درجه بوده است!(281) همان طور که ملاحظه می فرمایید، این توجیهات کاملاً غیر منطقی بوده و به راحتی رد می شوند. بعضی از دلایل رد این توجیهات عبارتند از:

1)      نیویورک یک شهر بزرگ است و مختصات یک شهر بزرگ به هیچ عنوان درمحدوده ی صدم (0.01) و دهم (0.1) نمی گنجد؛ زیرا  این شهرها محدوده ی وسیعی دارند. برای مثال، محدوده ی شهر نیویورک بین (40.48) درجه تا (40.88) درجه ی شمالی عرض جغرافیایی واقع شده است و محدوده ی این شهر در مقیاس صدم، فقط یک نقطه نیست. نکته ی جالب تر این که، حتی محل ساختمان سازمان تجارت جهانی در نیویورک (که در حادثه ی 11 سپتامبر ویران شد) نیز در مدار (40.70) درجه ی شمالی قرار دارد و با اعداد (40.5) درجه و (40.05) درجه مطابقت ندارد. بدین ترتیب ادعای کسانی که می گویند منظور  از  (45) درجه در سانتوری  نوستراداموس، 40 و 0.05 (40.05) درجه  و  یا 40 و 0.5 (40.5) می باشد، غلط است؛ چرا که محدوده ی شهر ها (به خصوص شهر های بزرگی همچون نیویورک)،   در   مقیاس  صدم (0.01)  و  دهم (0.1)  درجه نمی گنجد.

2)      در پیشگویی های نوستراداموس، مدار شهرهای دیگری نیز ذکر شده اند که هیچکدام از آن ها اعداد اعشاری ندارند. بنابراین در اینجا  نیز  انتظار  نمی رود  که  درجه ی  ذکر  شده  برای « شهر جدید »، عددی اعشاری باشد. بدین ترتیب ادعای کسانی که می گویند منظور  از  (45) درجه در سانتوری  نوستراداموس، 40 و 0.05 (40.05) درجه  و  یا 40 و 0.5 (40.5) می باشد، غلط است.

3) نحوه ی ذکر عدد (45) در این قطعه ی سانتوری مذکور، به قدری واضح است که جای هیچ شک و شبهه ای باقی نمی گذارد و به هیچ عنوان عدد یاد شده، عدد (40.05) یا (40.5) را به ذهن متبادر نمی سازد.(282) از سوی دیگر نحوه ی بیان عدد (45) در این سانتوری به قدری گویا است که هیچ گاه نمی توان از آن، عبارت منطقه ای  بین  مدار  (40)  و  (45)  درجه  را  استنباط  کرد. بدین ترتیب، هم ادعای کسانی که می گویند منظور از (45) درجه در سانتوری نوستراداموس، 40 و 0.05 (40.05) درجه و یا 40 و 0.5 (40.5) می باشد، و هم ادعای افرادی که می گویند منظور  نوستراداموس از (45) درجه، منطقه ای بین (40) و (45) درجه است، اشتباه می باشد.


ذکر یک نکته: ذکر این نکته حائز اهمیت است که اختلاف بین (41) درجه  و  (45)  درجه ی  عرض  جغرافیایی  کم  نیست  و  در  حدود 480 کیلومتر می باشد. بدین ترتیب نمی توان شهر جدید ذکر شده در قطعه ی 97 سانتوری 6 نوستراداموس را که در مدار (45) درجه واقع شده است، همان شهر نیویورک دانست؛ زیرا نیویورک که در مدار 41 درجه واقع شده است، حدود 480 کیلومتر با مدار (45) درجه فاصله دارد.  
 

b) مطلب مهم دیگری که نشان می دهد قطعه ی 97 سانتوری 6 نوستراداموس شباهتی به واقعه ی 11 سپتامبر ندارد، این است که شهر جدیدی که نوستراداموس از آن نام می برد، نیویورک نیست؛ بلکه احتمالاً منظور او از « شهر جدید » یا « شهر نوین »، شهر (Villeneuve-sur-Lot) در فرانسه و یا شهر (Villanova d'Asti) در ایتالیا می باشد. زیرا شهر (Villeneuve-sur-Lot) در مدار (44.5) درجه، و شهر (Villanova d'Asti) دقیقاً در مدار (45) درجه واقع شده است.(283) البته شهر های مذکور به نسبت شهر های کوچکی هستند و می توان آن ها را در محدوده ی کوچکی از عرض جغرافیایی جای داد و مانند نیویورک محدوده ی وسیعی ندارند. به همین دلیل است که در مورد آن ها محدوده ی وسیعی از عرض جغرافیایی را ذکر نکردیم. نکته ی مهم این که این شهر ها در زمان نوستراداموس نیز وجود داشتند و با محل زندگی وی که کشور فرانسه بوده است، فاصله ی چندانی نداشتند. بنابراین احتمالاً منظور نوستراداموس از شهر جدید، یکی از این دو شهر بوده است.

همچنین بسیار جالب است که بدانیم عبارت (Ville neuve) در زبان فرانسوی به معنای شهر جدید، و (Villa nova)  نیز  به  همین  معنا می باشد که این مطلب نیز احتمال اشاره ی نوستراداموس به این دو شهر را بالا می برد.(284)

در تصویر ماهواره ای زیر که از برنامه ی Google earth گرفته شده است، شما می توانید تصاویر دو شهر مذکور و موقعیت جغرافیایی آن ها را مشاهده کنید: (تصویر اول مربوط به شهر (Villeneuve-sur-Lot)  در کشور فرانسه، و تصویر دوم مربوط به شهر (Villanova d'Asti) در کشور ایتالیا می باشد.)


 تصویر ماهواره ای شهر (Villeneuve-sur-lot) در مدار (44.5) درجه ی عرض جغرافیایی شمالی


 
تصویر ماهواره ای شهر (Villanova d'Asti) در مدار (45) درجه ی عرض جغرافیایی شمالی
 

c) سومین  نکته ای  که  ارتباط  قطعه ی 97 سانتوری 6  را  با واقعه ی 11 سپتامبر رد می کند، این است که در این قطعه ی نوستراداموس، گفته  شده  که  « آتش به شهر جدید نزدیک می شود »،  اما  در واقعه ی 11 سپتامبر، آتش به برج های دوقلو نزدیک نشد، بلکه دو هواپیما به برج های مذکور  نزدیک  شدند و باعث  آتش گرفتن برج ها  شدند. این مطلب نیز، تاییدی بر عدم ارتباط این قطعه ی سانتوری مذکور با پیشگویی های نوستراداموس است.

بدین ترتیب  همان طور  که  دیدیم،  حادثه ی  ساختگی  و  دروغین 11 سپتامبر به هیچ عنوان قابل انطباق با پیشگویی نوستراداموس نیست. در واقع این تعبیر و تفسیر غلط از (سانتوری 6 – قطعه ی 97) به صورت عمدی ارایه شده و هدف از ترویج آن در کتب و سایت های مختلف، این است که نوستراداموس را پیشگوی بزرگی معرفی کنند و از این حربه بهره گیرند تا بقیه ی پیشگویی های نوستراداموس را که در آن ها مسلمانان به عنوان انسان های جنگ طلب و خونخوار معرفی گردیده اند، واقعی جلوه دهند.
 

B) از جمله گزافه گویی های دیگر در مورد حادثه ی ساختگی 11 سپتامبر، ترجمه و تفسیر غلط قطعه ی زیر است که عمدی می باشد:(285)




دستگاه شیطانی فراماسونری و طرفداران نوستراداموس، برای پیشبرد اهداف شیطانی خود ادعا کرده اند  که  این  پیشگویی  نوستراداموس  مربوط  به  واقعه ی 11 سپتامبر است! حتی آنان گفته اند که منظور از کلمه ی (Tour) در قطعه ی مذکور، همان (Tower) یا (برج) در زبان انگلیسی است. بنا به ادعای آنان، این قطعه بیان می کند که برج در طی حمله ای آتش می گیرد و منظور از این برج، همان برج سازمان تجارت جهانی نیویورک است!

این ادعای سفیهانه به سهولت رد می شود. زیرا دو ساختمانی که در این قطعه از آن ها نام برده شده است (Tour D’Aigues  و  Ansouis)، قلعه هایی کاملاً قدیمی و شناخته شده هستند که در نزدیکی شهر (Pertuis) در  کشور  فرانسه  واقع شده اند و از یکدیگر 8 کیلومتر فاصله دارند. پیشگویی نوستراداموس نیز پیرامون همین قلعه ها است. نکته ی جالب این که پیشگویی نوستراداموس در مورد این قلعه ها نیز هنوز که هنوز است، به حقیقت نپیوسته است. بنابراین  پیشگویی قطعه ی مذکور نه تنها به حادثه ی 11 سپتامبر ربطی ندارد، بلکه در مورد قلعه های فرانسوی نیز به حقیقت نپیوسته است!(286)  تصویر دو قلعه ی مذکور را در زیر می بینید:

 

 عکس راست: قلعه ی Tour D'Aigues
عکس چپ: قلعه ی Ansouis

 

موقعیت قلعه های Tour D'aigues , Ansouis و شهر Pertius
 


ذکر یک نکته ی مهم: پیشگویی فوق، در سانتوری های دهگانه ی نوستراداموس وجود ندارد؛ بلکه در دوبیتی های ضمیمه ی نوستراداموس یافت می شود. بعضی از کتب و سایت ها، دوبیتی های فوق را سانتوری های 11 و 12 می نامند.

 
C) پیشگویی دیگر نوستراداموس که به 11 سپتامبر ارتباط داده می شود، پیشگویی زیر است:(287)

 

 
در سایت های اینترنتی فراوانی، قطعه ی فوق را به عنوان یکی از پیشگویی های 11 سپتامبر معرفی کرده اند. نکته ی جالب این که در سایت های  مذکور،  مصرع  دوم  قطعه ی  فوق،  عمداً  غلط  ترجمه شده  است.  بدین ترتیب  که  در  این  سایت ها  عبارت  فرانسوی (.Fera trembler autour de Cité neufue) را به صورت عبارت انگلیسی (.Will cause the towers around the New City to shake)  ترجمه کرده اند که معنی فارسی آن چنین است: ( (لرزش زمین) سبب خواهد شد تا برج های اطراف شهر جدید بلرزند.). اما همان طور که در بالا  دیدیم، عبارت فرانسوی (.Fera trembler autour de Cité neufue) به صورت عبارت انگلیسی (Will cause tremors around the New City. ( ترجمه می گردد که معنی فارسی آن چنین است: ( (لرزش زمین) سبب لرزش در اطراف شهر جدید خواهد شد.). نکته ی جالب این که در قطعه ی سانتوری نوستراداموس و ترجمه ی صحیح آن، اصلاً کلمه ی برج (Tower)  وجود ندارد و به نظر می رسد که سایت ها ی اینترنتی تحت اختیار ماسون ها به صورت عمدی و مغرضانه کلمه ی برج را در ترجمه ی خود به کار برده اند.(288)

نکته ی دیگر این که  منظور  از  شهر جدید  در  قطعه ی  مذکور سانتوری های  نوستراداموس،  شهر  نیویورک  نیست؛  بلکه  منظور  از  آن،  یکی  از  دو  شهر  (Villeneuve-sur-Lot)  در  فرانسه  و  یا  شهر (Villanova d'Asti) در ایتالیا می باشد.(289)

از سوی دیگر در مصراع اول این قطعه، ذکر شده است که آتش از مرکز زمین، سبب لرزش شهر جدید می شود؛ حال آن که در 11 سپتامبر، هواپیما ها از آسمان باعث خرابی برج های سازمان تجارت جهانی شدند که این مسأله نیز دروغ بودن ادعاهای سایت های مذکور را نشان می دهد.

 
D) در مورد 11 سپتامبر، پیشگویی های جعلی نیز وجود دارند که اصلاً نوستراداموس  در  کتاب های خود به  آن ها  کوچکترین  اشاره ای  هم نکرده است. نمونه ای از این پیشگویی ها را در زیر می بینید: (290)


 


پیشگویی فوق، کاملاً جعلی بوده و نوستراداموس حتی کوچکترین اشاره ای به آن نکرده است. پیشگویی مذکور در E-Mail ها و سایت های بسیاری آمده است، اما نه در سانتوری ها وجود دارد و نه در سایر کتب نوستراداموس. جالب تر این که سال سرودن این قطعه، سال 1645 ذکر شده است؛ این در حالی است که نوستراداموس در یک قرن پیش از آن تاریخ زندگی می کرده و در سال 1654 در حدود 150 سال سن داشته است!(291)
 

E) یکی دیگر از پیشگویی های جعلی منتسب به نوستراداموس را نیز در زیر می بینید:(292)

 

 

این  پیشگویی  نیز  کاملاً  جعلی  بوده  و  حتی  مشابه  آن  نیز  در پیشگویی های نوستراداموس وجود ندارد!(293)
 

F) بجز  پیشگویی های  فوق  که  به  حادثه ی  11  سپتامبر  ارتباط  داده شده اند، پیشگویی های دیگری نیز وجود دارند که معروف می باشند. از جمله ی این پیشگویی ها می توان به پیشگویی اشاره کرد که بنا به ادعای طرفداران و حامیان نوستراداموس، خبر از آمدن هیتلر می دهد. ابتدا بهتر است که نگاهی به این پیشگویی بیندازیم:(294)

 

 

قطعه ی فوق یکی از مهمترین قطعاتی است که توسط حامیان و طرفداران نوستراداموس تبلیغ می شود، و دلیل آنان بر صحت پیشگویی نوستراداموس، این است که در این قطعه هم کلمه ی (Hister) وجود دارد که مشابه هیتلر است و هم به آلمان اشاره شده است!

اما در رد این ادعاها دلایل محکمی وجود دارند:

a) این سانتوری عاقبت (Hister) را زندانی شدن  در  قفس  آهنین دانسته است، حال آن که همه می دانیم که هیتلر و معشوقه اش اوا براون، در روز پیروزی متفقین خودکشی کرده اند؛(295) بنابراین این پیشگویی ارتباطی به هیتلر ندارد.

b) در   مورد   کلمه ی  ((Hister   باید  گفت  که   این   کلمه   در نسخه های  مختلفی  که  از  پیشگویی های  نوستراداموس  وجود  دارند،  به   اشکال  مختلفی  ذکر  شده  است.  برای مثال  در  کتاب (The Complete Prophecies of Nostradamus by Henry C. Roberts)  لغت  (Ister)  ذکر  شده  است  که  نام  لاتین  رودخانه ی  دانوب  می باشد(296) و اتفاقاً بخش  ابتدایی  این  رودخانه در  آلمان  واقع شده است.(297)  از سوی  دیگر  در  بعضی  از  کتب،  از  جمله  در  کتاب  (The Prophecies of Nostradamus by Erika Cheetham) در قطعه ی مذکور  سانتوری های   نوستراداموس،  کلمه ی  (Hister)   ذکر شده است.(298)  نکته ی دیگر این که در ابتدای کتاب دوم، مولف  ادعا کرده است که خود نوستراداموس به احتمال زیاد از کلمه ی (Hitler) استفاده کرده است! به همین دلیل در این کتاب، در کنار لغت (Hister)،  کلمه ی  (Hitler)  نیز  به  کار  رفته  است.(299)  از  این توضیحات می توان نتیجه گرفت که کتاب پیشگویی های نوستراداموس، در طول تاریخ مورد دستکاری واقع شده و کشورهای اروپایی و آمریکا هر جا که لازم بوده، با توجه به منافعشان متن آن را تغییر داده و بنا به میل خود تفسیر کرده اند. برای مثال، مولف کتاب دوم (Erika Cheetham) که انگلیسی است، بی شک به نفع انگلیسی ها و به ضرر آلمانی ها قلم زده و به جای (Hister)، (Hitler) نوشته است. 

البته در مورد هیتلر پیشگویی های زیادی وجود دارند که با توجه به حجم مطالب، از ذکر آنان خودداری می کنیم؛ اما تقریباً همه ی آنان نیز به نحو مشابه رد می شوند.
 

G) آخرین پیشگویی  که  در  این جا بررسی می کنیم،  پیشگویی  بسیار معروفی است که طرفداران نوستراداموس و حامیان او ادعا می کنند در آن به حضرت امام خمینی (ره) و انقلاب ایران اشاره شده است.

این پیشگویی، بارها از سوی رسانه های غربی مطرح شده است و این رسانه ها به وسیله ی آن، رشد ایران را برای غرب، خطرناک جلوه داده و بدین وسیله اهداف استعماری خود را توجیه می کنند. این خبرگزاری ها با ادعایشان مبنی بر این که پیشگویی مزبور یکی از چندین پیشگویی صحیح! نوستراداموس درباره ی ایران و اسلام است، تلاش می کنند تا بقیه ی پیشگویی های نوستراموس درباره ی ایران و اسلام را به خورد مخاطبان غربی خود بدهند تا بدین وسیله از حمایت آنان در مبارزه با اسلام و ایران برخوردار شوند.

متأسفانه در داخل سرزمین های اسلامی و حتی کشور عزیزمان ایران، عده ای از برادران عزیز مسلمان، فریب خورده و با نیت خیر اما با روش اشتباه، سعی می کنند که این پیشگویی را دلیل بر حقانیت امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی ایران بدانند؛ حال آن که صحه گذاشتن بر این پیشگویی نادرست، تنها به سود دشمنان غربی است، نه انقلاب اسلامی؛ زیرا با درست دانستن این پیشگویی ها، در واقع به اهداف فراماسون ها مشروعیت می بخشیم و نادانسته راه آنان را برای رسیدن به هدف پلیدشان (که همانا ترساندن مردم جهان از اسلام و ایران است)، هموار می کنیم.

بعد از توضیحات مقدماتی، بهتر است به پیشگویی مذکور بپردازیم. متن این پیشگویی به صورت زیر است:(300)

 

 

علیرغم ظاهر فریبنده ای که قطعه ی فوق از آن برخوردار است، تفاوت بسیار زیادی بین توصیفات آن و واقعیات انقلاب اسلامی ایران وجود دارد:

a) در قطعه ی فوق از پیشگویی های نوستراداموس، ذکر شده است که رسوایی شاه به وسیله ی پایانی انجام می شود که آغاز آن از فرانسه بوده است. این مطلب مسلماً اشتباه می باشد؛ زیرا حرکت انقلابی و اسلامی ملت ایران که در بهمن ماه سال 1357 هجری شمسی به پیروزی رسید، آغازش از شهر قم و سال 1342 هجری شمسی بوده است.(301)  در واقع حرکت  انقلابی – اسلامی مردم ایران، به دنبال سخنرانی های روشنگرانه ی امام خمینی (ره) در شهر قم و سپس دستگیری ایشان در سال 1342 همان سال آغاز شد.  ملت  غیور  ایران  به  نشانه ی  اعتراض  به  دستگیری  حضرت امام (ره)، در 15 خرداد همان سال (1342 شمسی) قیام کردند که این قیام، توسط رژیم سفاک سابق به خاک و خون کشیده شد.(302)

بنابر نظر اکثر مورخین، وقایع سال 1342، به خصوص سخنرانی های امام (ره) در سال 1342 و قیام 15 خرداد همان سال، آغاز حرکت انقلاب  اسلامی  ایران  بوده  است؛(303)  زیرا  که  قبل  از  آن  سال، حرکت هایی که بر ضد نظام ستمشاهی انجام می شدند یا جنبه ی صرفاً ملی داشتند و یا همچون توده ای ها در اختیار عوامل بیگانگان بودند. بنابراین حرکت ملت ایران در سال 1342 شمسی به دنبال سخنرانی های امام (ره)، که بیشتر جنبه ی مذهبی و کمتر جنبه ی ملی داشت را به جرأت می توان سرآغاز انقلاب اسلامی ایران دانست. بدین ترتیب آغاز انقلاب ایران از قم بوده است، نه فرانسه؛ و این پیشگویی نوستراداموس را نمی توان به امام خمینی (ره) و انقلاب ایران ارتباط داد.

البته بعضی از عزیزان و بزرگواران مسلمان، اشتباه کرده و قطعه ی مذکور سانتوری نوستراداموس را به صورت غلط ترجمه کرده اند. در زیر  یکی  از  این  ترجمه ها  را  مشاهده  می کنید  که  این  ترجمه،  از  کتاب  فارسی  « تحلیلی بر پیشگویی نوستراداموس »  اقتباس شده است:(304)

 

 
 

همان طور که مشاهده می کنید، مصراع سوم قطعه ی فوق، به صورت عبارت (پایان آن در فرانسه آغاز می شود.) ترجمه شده است. این اشتباه در ترجمه باعث اشتباه بیشتر مترجم و نویسنده ی کتاب مذکور و خوانندگان شده است. هر چند که این ترجمه ی اشتباه نیز به سهولت رد می شود. زیرا:

1) عبارت (پایان آن در فرانسه آغاز می شود)، از نظر دستور زبان صحیح نیست؛ زیرا پایان هر کاری در یک لحظه اتفاق می افتد و چنین نیست که پایان کارها طول بکشد. به همین  دلیل در زبان انگلیسی، فعل (پایان دادن : Finish)، هیچ گاه (ing) نمی گیرد و نمی توان این فعل را به صورت ممتد (Finishing) به کار برد. زیرا (Finish) به معنای پایان دادن است و پایان دادن در یک لحظه بوده و نمی تواند امتداد داشته باشد. بدین ترتیب عبارت (پایان آن در فرانسه آغاز می شود) که در ترجمه ی کتاب مذکور آمده است، صحیح نمی باشد.

1)      حتی اگر قوانین دستور زبان را نادیده بگیریم، باز این مطلب که بگوییم پایان حرکت انقلابی ایران از فرانسه آغاز شده است، صحیح نمی باشد. زیرا امام خمینی (ره) در مهر ماه سال 1357 به پاریس هجرت کردند، اما قیام های پی در پی مردم ایران در سال 1357، از قبل از مهر ماه آغاز شده بود. برای مثال قیام خونین 17 شهریور 1357، در شهریور ماه که امام خمینی (ره) هنوز در عراق بودند، شکل گرفت و به عنوان نقطه ی شروعی برای قیام های پیاپی سال  1357  بود  که  سرانجام  این  قیام ها به پیروزی  انقلاب  اسلامی  ایران  انجامید.(305) بنابراین  آغاز  آخرین قیام های منجر به انقلاب، نیز در سال 1357 در زمانی شکل گرفت که امام خمینی هنوز در عراق بودند. بدین ترتیب فرانسه در این مورد نیز سهمی ندارد.

از سوی دیگر اگر به صورت دقیق تر به رویداد های انقلاب بنگریم، حرکت نهایی انقلاب اسلامی ایران، از سال 1356 آغاز شد که در دی ماه این سال، مردم سراسر ایران به صورت یکپارچه و به منظور اعتراض به مقاله ی توهین آمیز روزنامه ی اطلاعات، قیام کردند که این قیام در قم به خاک و خون کشیده شد. قیام مذکور، سرآغاز یک سری قیام های زنجیره ای در کشور بود که هر کدام از این قیام ها به مناسبت بزرگداشت چهلم شهدای قیام قبلی انجام می شدند. دامنه ی این قیام ها بدین ترتیب به سال 1357 نیز کشیده شد که در این سال، انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید.(306) بدین ترتیب اگر از این زاویه نیز به انقلاب اسلامی نگاه کنیم، باز هم خواهیم دید که حرکت نهایی انقلاب اسلامی، از قم و در زمان حضور امام در عراق (نجف) شروع شده است، نه فرانسه.

با توجه به توضیحات بالا درمی یابیم که حرکت های پایانی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357، قبل از مهر ماه 57 و در زمانی شکل گرفت که امام خمینی (ره) هنوز در نجف بودند؛ ایشان بعد از این وقایع و در مهرماه به فرانسه هجرت کردند؛ بنابراین فرانسه حتی آغازگر  حرکت های  پایانی  انقلاب  نیز  نبوده  است.  بدین ترتیب می توان گفت که قطعه ی 70 سانتوری 1 نوستراداموس با واقعیات انقلاب اسلامی ایران، تفاوت زیادی دارد و نمی توان آن را به انقلاب ارتباط داد.
 

b) در کتاب فارسی « تحلیلی بر پیشگویی نوستراداموس »، ترجمه ی مصراع چهارم (و از سوی یک کاهن است که در جای دوری نشسته است)، نیز کاملاً غلط می باشد. زیرا کلمه ی (Augure) که در پیشگویی نوستراداموس به زبان فرانسه آورده شده است، معانی متعددی دارد که از جمله ی آن ها می توان به کاهن، پیشگو، فال،  نشانه و ... اشاره کرد. متاسفانه مترجم کتاب فارسی « تحلیلی بر پیشگویی نوستراداموس »، (Augure) را به معنای کاهن گرفته است،(307) حال آن که این تصور کاملاً اشتباه است؛ زیرا معنای  عبارت (Secret Augure) که در متن اصلی سانتوری آمده است، (نشانه ی مخفی) است نه چیز دیگر. در واقع اگر آن را به صورت (کاهن مخفی) ترجمه کنیم، عبارت نامأنوسی خواهد شد و در ضمن، هیچ شباهتی با امام خمینی (ره) که رهبری ملت ایران را آشکارا بر عهده داشتند، نخواهد داشت. نکته ی جالبی که وجود دارد این  است  که مترجم  محترم  کتاب  فارسی  مذکور،  در ترجمه ی مصراع چهارم قطعه ی 70 سانتوری 1، کلمه ی (secret) را جا انداخته و فراموش کرده است. این در حالی است که ترجمه ی درست مصراع مورد نظر، به صورت ( (این مسأله) نشانه ای مخفی برای کسی است که می خواهد (در جان و مال خود) صرفه جویی کند (خود را محافظت کند) )، می باشد که این ترجمه، در ترجمه های صورت گرفته به زبان انگلیسی نیز وجود دارد و در همه ی آن ها به کلمه ی (secret) توجه شده است.

در  زیر،  چند  ترجمه ی  انگلیسی  از  قطعه ی 70 سانتوری 1  و ترجمه ی فارسی صحیح آن آورده شده است تا اشتباه ترجمه ای کتاب فارسی « تحلیلی بر پیشگویی نوستراداموس »، و ترجمه های مشابه آن، آشکار شود:(308)




 

 

 

 ترجمه ی اشتباه کتاب فارسی «تحلیلی بر پیشگویی های نوستراداموس» . (کلمه ی «secret: مخفی » بدون هیچ قرینه ای در ترجمه حذف شده است.)



بنابراین  همان طور  که  ملاحظه  فرمودید،  قطعه ی 70 سانتوری 1 نوستراداموس، با خصوصیات حضرت  امام  خمینی (ره)  و واقعیت های  انقلاب اسلامی ایران، تفاوت های بنیادینی دارد.

متأسفانه یکی از دلایل رواج پیشگویی های نوستراداموس در بین مسلمانان، این است که تعدادی از برادران مسلمان قصد دارند تا از پیشگویی های نوستراداموس در جهت اثبات حقانیت انقلاب و حضرت امام خمینی (ره) استفاده کنند. گر چه نیت این برادران خیر است، اما راهی که اینان رفته اند اشتباه می باشد؛ زیرا این پیشگویی ها را یک کابالیست معروف انجام داده است و همان طور که می دانیم، کابالا مملو از تعالیم الحادی بوده و سرآغاز تشکیل فراماسونری می باشد. حال  با  این  اوصاف چگونه  می توان  به  پیشگویی  یک  کابالیست اعتماد کرد؟

از دیگر نکاتی که نشان می دهد پیشگویی های نوستراداموس یک توطئه است، این است که بسیاری از دول غربی و دشمنان اسلام، از این  پیشگویی ها  به  منظور  تخریب  چهره ی  اسلام و ایران  استفاده می کنند و همواره اسلام و ایران را بزرگترین خطر برای جهان عصر حاضر جلوه می دهند. بنابراین صحه گذاشتن بر این پیشگویی ها به ضرر خود ما است.

گرچه بسیاری از پیشگویی های نوستراداموس، به خودی خود غلط یا مبهم بوده و به سهولت باطل می شوند. اما با این اوصاف جای تعجب است که چرا بعضی از برادران مسلمان، به هر نحوی که شده پیشگویی های نوستراداموس را به وقایع جهان اسلام پیوند می زنند و حتی در مواردی اشتباهات نوستراداموس را توجیه می کنند!

ادامه دارد ..............


  برای دانلود منابع به فرمت PDF اینجا کلیک کنید.
 
خادم الامام-وعده صادق