تبلیغات
داستان های زیبا شعرهای جذاب - غم پنهان
خوش آمدید مهمان

مرتبه
تاریخ : یکشنبه 8 تیر 1393

تو می رسی و غمی پنهان همیشه پشت سرت جاری

همیشه طرح قدم هایت شبیه روز عزاداری

تو می نشینی و بین ما نشسته پیکر مغمومی

غریب وخسته و خاک آلود؛ به فکر چاره ناچاری

شبیه جنگل انبوهی که گر گرفته از اندوهِ -

هجوم لشکر چنگیزی... گواهت این غم تاتاری

بیا و گریه نکن در خود که شانه های زمین خیسند

مرا تحمل باران نیست؛ تو را شهامت خودداری

همین که چشم خدا باز است به روی هرچه که پیش آید

ببین چه مرهم  شیرینیست  برای سختی و دشواری!!

کمی پرنده اگر باشی در آسمان دلم هستی

رفیق ماهی و مهتابی؛عزیز سرو وسپیداری...

چقدر منتظرت بودم !ببینمت کمی آسوده...

دوباره آمده ای اما؛ همان همیشه عزاداری!




طبقه بندی: مطالب شعر، 
برچسب ها: غم پنهان، غم، پنهان،
Checkpagerank.net

ارسال توسط وحید سه برادری
آرشیو مطالب
نظر سنجی
اخلاق تو چجوری هست ؟؟؟




صفحات جانبی
پیوند های روزانه
ارسال به خبرنامه